نوشته: عطا مجابی

اولین چیزی که ممکن است با شنیدن این اصطلاح به ذهن برسد، شاید یادداشتهایی باشد که در حاشیه فیلم‌نامه یا برگههای دیگر در حین تولید یا پیش تولید نوشته میشوند. چنین حاشیهنویسیهایی به جهت جلوگیری از فراموش کردن ایدهها نوشته میشوند و اگرچه بسیار مهم و حیاتی هستند، اما به شکل مستقیم به این مقاله ارتباطی ندارند. موضوع بحث این مقاله کوتاه پرداختن به متنی استاندارد با چارچوبهای مشخصی است که در مرحله پیش تولید توسط کارگردان و با کمک تهیه‌کننده به جهت جلب همکاری و سرمایه نوشته میشود.

کدام فیلم‌ساز را در جهان میشناسید که برای جذب سرمایه فیلماش مشکل نداشته باشد؟ همه ما در این مرحله به موانع برخورده و میخوریم. احتمالا فیلم‌ساز حرفهایی در جهان نیست که تجربه ناخوشایند تقاضای پول برای ساخت فیلمش، و بدتر از آن جواب تلخِ «نه» را از سر نگذرانده باشد. اگر شما هم از آن حرفهایها باشید که به سختگیرترینها جهت حمایت سر میزنند احتمالا اصطلاح «یادداشت کارگردان» به گوشتان خورده است. احتمالا آن شخص، یا مجموعه از شما خواسته­اند تا یادداشت کارگردان را همراه با فیلمنامه، برآورد مالی و سایر متریال لازم جهت ارائه درخواست به آن‌ها تحویل دهید.

این مقاله کوتاه، که حاصل گردآوری چند مقاله مهم و پرمخاطب به زبان انگلیسی است، تلاش دارد تا اطلاعاتی درباره اهمیت و لزوم «یادداشت کارگردان» ارائه دهد. همچنین توصیه­هایی مختصر درباره نحوه نگارش آن خواهد بود.

یادداشت کارگردان برای چه نوشته می­شود:

نوشتن متنی تحت عنوان «یادداشت کارگردان» شاید سخت­ترین کاری باشد که یک فیلم‌ساز باید انجام دهد. چرا که تا زمانی که استراتژی خود درباره فیلم را مشخص نکرده باشد نمی­تواند آن را به دیگری انتقال دهد.

 اگر تاکنون مجبور به نوشتن آن شده باشید می­دانید که این متن نه فقط برای مخاطبِ نوشته­تان، که پیش از آن برای خود شما مفید است. به عبارت دیگر ما به عنوان فیلم‌ساز از طریق نوشتن چنین متنی این فرصت را پیدا می­کنیم تا اثرمان را بهتر بفهمیم.

مثل خیلی چیزهای دیگر، ما دچار سوءتفاهماتی در امر پیش تولید هستیم و خیلی از ما گمان می­کنیم داشتن فیلم‌نامه و دکوپاژ کردن آن یعنی وظایف­مان به عنوان فیلم‌ساز تمام شده و فقط لازم است شخصی یا ارگانی ما را کشف کند و به ما پول بدهد تا هنرمان را به جهان صادر کنیم.

این در حالی ست که در روند استاندارد جهانی، احتمالا یک فیلم‌نامه بسیار خوب اگرچه مهمترین گام به شماره میرود، اما اولین گام و تنها ۵ درصد از مسیر ساخت فیلم است. به همین جهت تعداد زیادی لابراتوار و کارگاه برای حمایت از فیلم‌سازان در دنیا وجود دارد که در آن با هم جهت جذب حمایت­ها رقابت می­کنند. فیلم‌سازانی از سراسر دنیا فایل­های مختلفی را تکمیل می­کنند که تک تک آن‌ها نه فقط جهت رقابت و جذب بودجه لازم است که همزمان به شکلگیری ساختار فیلم نیز کمک می­کند. این مجموعهها ــ که اگر روزی فرصت بشود درباره آن خواهیم نوشت ــ در ذهن فیلم‌ساز سوالات و جوابهایی را ایجاد می­کنند که قوه خلاقیت او را فعال و به شکلگیری فیلم در ذهن او کمک می­کنند.

شکل ظاهری آن چگونه است؟

این متن که در کمتر از یک صفحه نوشته می­شود. فیلم‌ساز تلاش دارد تا دیدگاه خود در قبال فیلم را توضیح دهد، اینکه چرا آن را می­سازد و با چه کسانی در ساخت آن همکاری خواهد کرد.

اما گذشته از اینها مهمترین نکته در نگارش یادداشت کارگردان زبان آن است؛ به یاد داشته باشیم که بنا نیست «متن پیچیده­ای» باشد. «یادداشت کارگردان» اگرچه رسمی نوشته می­شود و به هر حال گویای دانش سازنده است، اما باید شفاف، صادقانه و صمیمی نوشته شود و از تکلف به دور باشد.

توصیه­هایی در نحوه نگارش یادداشت کارگردان:

به مخاطبان بگوییم که کارگردان کیست؟ رزومه و توانایی‌های او چیست. سعی کنیم این اطلاعات را رو و مستقیم منتقل نکنیم. دادن اطلاعاتی درباره کارگردان وقتی خودش دارد آن‌ها را منتقل می­کند باید محتاطانه انجام شود و مستقیم نباشد. اینکه من مدرک فلان را دارم و فلان جایزه را برده­ام می­تواند در اولین سطر­های نوشته ناخوشایند جلوه کند.

فیلم درباره چه کسی یا چیزی است؟

هر فیلمی هرچقدر کوتاه باشد یا بلند؛ بر محوریت چیزی، شخصی یا موضوعی واحد می­گردد و ما به عنوان کارگردان باید آن را در یادداشت خود مشخص و معرفی کنیم. این محوریت ممکن است از دید هر کارگردانی در برخورد با متن متفاوت باشد، پس مهم نیست که در فیلم‌نامه یا طرح ما چه نوشته شده، در اینجا بناست مخاطب از دید کارگردان؛ عامل و عنصر محوری اثر را بشناسد. ممکن است این عامل محوری پروتاگونیست فیلم داستانی یا مستند ما باشد، یا موضوعی حاد مثل زلزله در شهر تهران.

پس ما به عنوان فیلم‌ساز قبل از هر چیز باید هسته مرکزی فیلممان را شناخته و درباره اثر، استراتژی خود را کشف و طراحی کرده باشیم تا بتوانیم آن را در موجزترین و جذابترین شکل ممکن ارائه دهیم.

ما به عنوان کارگردان به مخاطب نوشته­مان این ایده را منتقل می­کنیم که چرا این فیلم ویژه است؟ چرا میخواهیم آن را بسازیم؟ چرا چند سال از عمرمان را صرف آن کرده و میکنیم؟ آیا فیلم ما با تجربهای شخصی گره خورده؟ آیا بر اساس داستانی واقعی ست؟ و غیره.

چرا این تم؟ این لوکیشن؟ این کاراکتر؟

چرا این تهیه‌کننده؟

بسیاری از گرانتها و فیلملبها در دنیا فیلمی را که تهیهکننده نداشته باشد مورد بررسی قرار نمیدهند.

 این گزینه البته در ایران مرسوم نیست و باز هم سوءتفاهماتی درباره عنوان تهیه‌کننده در اینجا وجود دارد. خیلی از ما گمان میکنیم که تهیه‌کننده؛ یعنی پول. در حالی که ما برای جذب سرمایه لازم است از «یک همراهِ با تجربه و مسلط در امر فراهم کردن شرایط تولید فیلم» که عنوان «تهیه‌کننده» به آن میدهیم بهره ببریم و با کمک او برای فیلممان همکارانی جذب و جلب کنیم.

این همکاران شامل هنرمندان، صنعتگران و همچنین سرمایهگذارانی میشود که به گروه کوچک دو نفره ما اعتماد میکنند و با ما همراه میشوند.

 چگونه تصمیم دارید اثرتان را بسازید؟ جزئیات فنی شامل موسیقی، نحوه فیلمبرداری و غیره.

چرا چنین همکارانی را برگزیدهاید؟ بازیگر، فیلمبردار و غیره.

در پایان یادداشت لینکی که مخاطب شما بتواند به سایر آثار شما رجوع کند را قرار دهید.

توصیه آخر و کلیترین توصیه:

این درسی است که از یک فیلمساز ایرلندی معروف که هم سن پدرم بود و خیلی خاکی با من گرم گرفته بود گرفتم. از او پرسیدم چطور توانسته پنج دهه در بالاترین سطح سینمای دنیا فیلم بسازد و حرکت کند. مرد ایرلند با آن دماغ سرخ و گونههای خوشحالش گفت هرگز نگران اینکه از بقیه بهتر یا بدتر است نبوده است.

شاید روزی همه ما باید به این فکر کنیم که از زیادهگویی و گندهگویی پرهیز کنیم، سوادمان را به رخ نکشیم و صمیمی باشیم. این توصیه نه فقط در مرحله جذب سرمایه و پیش تولید، که در تمامی مراحل و حتی پساتولید جدی و مهم است و کمک میکند تا مخاطبان، همکاران و همکاری دلپذیرتری داشته باشیم.

در زیر نمونهای از یادداشت کارگردان یک فیلمساز ایرانی را میخوانیدکه بر اساس الگویی که معرفی شد نوشته است. فیلم کوتاهِ اخیر «داوود رضایی» از آن فیلمهایی است که میشود درباره کارگردانیاش کلی گپ زد و یاد گرفت. به همین دلیل از او خواستم تا یادداشتی که برای فیلمش نوشته را به اشتراک بگذارد:

دو سال پیش زمانی که در حال تحقیق درباره یک مستند آموزشی بودم، به گزارشی تکان دهنده برخوردم. این گزارش درباره آدمهایی اطلاعات میداد که در مناطق حاشیه شهر تهران درگیر مشاغل کاذبی هستند و خطر مرگ را به جان میخرند. بر اساس آن گزارش سالانه حدود پنجاه هزار نفر توسط پیمانکاران و صاحبان قدرت استثمار میشوند و هیچگاه به درآمدی دست پیدا نمیکنند.

دغدغه من همیشه سینما و خصوصا فیلم کوتاه بوده و تلاش کردهام تا به جای نوشتن مقاله و آمارهای کلی به جزئیات بپردازم. به شخصه این مدیوم را فضای مناسبی برای بیان داستانها و موضوعات متهورانه میدانم. به خصوص اینکه فیلم کوتاه این روزها مخاطب جدیتری در سینمای ایران دارد، و میتوان از ظرفیتهای این مدیوم برای بیان شرایط سخت این مردم استفاده کرد. فیلم کوتاه «فیبولا» میتواند زبان حال مردمی باشد که امکان گفتگو از آن‌ها سلب شده است.

به این دلایل و بر اساس تحقیقات میدانی با مرد جوان بیکاری آشنا شدم که حاضر شده بود برای به دست آوردن پول به بدن خود آسیب بزند بعدتر اسماعیل کاراکتر محوری فیلمنامه­ای شد که نامش را «فیبولا» گذاشتم. فیبولا نام دیگر نازک نی (استخوانی در ناحیه ساق پا) است. علت این نام گذاری تلاش من برای پرداخت ظریف قصهای تلخ است که سعی کردهام از خلال دکوپاژی کلاسیک به آن بپردازم.

از سوی دیگر بر اساس علاقه شخصی به داستانگویی و شخصیتپردازی در سینما، تلاش شده است که فیلمنامه کوتاه «فیبولا» موقعیت داستانی پرتعلیق و جذابی خلق کند، به نحوی که مخاطب پس از پایان فیلم، شخصیت اسماعیل و روایت زندگی او را به سادگی از یاد نبرد و تا مدتی همراه خود داشته باشد.

شیوه ساخت اثر و نحوه دکوپاژ بر اساس تئوری حذف و فضای خارج از قاب طراحی شده، که به طور اصولی شکلی از فیلمسازی کم هزینه به حساب میآید، اما فضاسازی با استفاده از صدا و صداگذاری و تمرکز روایت با نقطهگذاری و تکرار موتیف، کمی ساختار فیلم را به شکل کلاسیک نزدیک میکند و انتظار میرود با این روش ریتم فزایندهای در دو سوم پایانی فیلم ساخته شود.

فیلمنامه «فیبولا» بر اساس ملاحظات تولید در انجمن سینمای جوانان ایران بازنویسی و تعدیل شده است تا به شرایط و استاندارد‌های تولید انجمن سینمای جوانان ایران نزدیک شود.

در زیر لینکهای جهت ارتباط با من را میبینید:

https://vimeo.com/user57408987

پیوند کوتاه: http://www.fidanfilm.ir/b/3Pv