یادداشتی بر فیلم کوتاه «و آزاد می‌شوم» به کارگردانی علی قاسمی منفرد

نوشته: پریزاد اسماعیلی

از مجموعه بهترین فیلم‌های کوتاه سال ۱۴۰۳ به انتخاب فیدان

فیلم کوتاه «و آزاد می‌شوم» را می‌توان در ادامه‌ جریان «سینمای یافت‌شده» (Found Footage) و «سینمای اول شخص» (First-Person Cinema) قرار داد. فیلم‌هایی مانند «جستجو» (Searching) و مستند کوتاه «سقط جنین در گتی» ((Getty Abortions از نمونه‌های این جریان هستند که با استفاده از تصاویر موجود در محیط دیجیتال، خلاقیت فیلم‌سازی تک‌نفره یا لوباجت، تجربه‌ای واقع‌گرایانه را برای مخاطب خلق می‌کنند. نور چراغی که مدام از پشت شیشه‌ای، با سرعت رد می‌شود، روایت منحصر به فرد فیلم از دلهره و یأس شخصیت اصلی، مونتاژ تصاویرِ اغلب نامفهوم و کمبود ظاهری تصاویر بصری، نشان می‌دهد که با یک تراژدی انسانی روبه‌روییم.

فیلم که در جهان کوچک موبایل خلق شده، روایتگر اعترافات زنی است که پس از یافتن یک دستگاه تلفن همراه، در کنجکاوی نسبت به محتویات آن غرق می‌شود و در ابتدا از بازگرداندن آن به صاحب اصلی امتناع می‌ورزد، اما در ادامه این کار را انجام می‌دهد. این تعلل در بازگرداندن گوشی، نقطه عطفی در زندگی راوی محسوب می‌گردد که سرآغاز تلاطم احساساتی است که همواره در پی فرار و فراموشی‌اش بوده. تصویر اسبی ترسیده و در حال فرار که در پس زمینه گوشی موبایل قرار دارد، آیینه راوی است که چون اسب، دچار تضاد آزادی و اسارت است. شخصیت اصلی، در حال جستجو میان تصاویری از بدترین لحظات خودش و آدم‌ها، رنج می‌برد. زن در عین تلاش برای حفظ یک ساختار منطقی، درگیر افکار و احساسات آشفته است. وضعیتی که با تأخیر در بازگرداندن گوشی تشدید می‌شود. فیلم با محدود کردن خود به تصاویر و فیلم‌های داخل یک گوشی موبایل به واکاوی روانی شخصیت‌هایش می‌پردازد. بیانگری هنری از طریق اسکرین ریکوردرینگ، مونتاژ غیرخطی، تکرار تصاویر و توجه به جزییات کوچک، به فیلم هویتی متمایز می‌بخشد. فیلم‌ساز از عناصر دیگری مانند صدا و موسیقی برای ایجاد حس تعلیق و درام استفاده می‌کند؛ صدای غریب و نه چندان فریبنده راویِ زن، پلی لیست موسیقی راک، عکس‌های متون فلسفی، نشان دهنده‌ تلاش فیلم‌ساز برای القای حس بیگانگی صاحب موبایل و راوی است.

هنگامی که راوی، ظاهرا به طور تصادفی عکس‌های خود را در گوشی موبایل می‌یابد، دچار تعلیق اخلاقی می‌شود. آزاد نیست پس گناهکار است. گویی صاحب جعبه پاندورا (گوشی موبایل) همانند چشمی است که او را همواره دیده و ثبت کرده؛ برایش بدبختی فراموش شده‌ای به ارمغان آورده. زن کابوس می‌بیند. ناباوری و شک به خود، او را در دوراهی قرار می‌دهد. راوی با شرایطی مشابه آنچه کیرکگارد در «ترس و لرز» مورد بررسی قرار داده، مواجه می‌شود. تلاش برای یافتن معنا در محتوای تلفن همراه، نوعی جستجوی ایمانی را به نمایش می‌گذارد. این اضطراب و احساس انزوا، به ویژه در مواجهه با انتخاب‌هایش، گویای درد و رنج اوست. در نهایت، رهایی از این ترس و اضطراب، در گرو پذیرش تصمیماتش و مواجهه با پیامدهای آنها ست. راوی عکس‌های خود و کسانِ دیگر را پاک می‌کند. بدون آنکه راه برگشتی داشته باشد. گوشی موبایل را به صاحبش برمی‌گرداند و از آن چشم دیوانه که در حال رفتن است عکس می‌گیرد. زن در پی آزاد شدن، آن خاطرات را به صاحب موبایل برمی‌گرداند. بله! انتقال گناه و گریز از رنج! به امید یافتن رستگاری و آزادی.

پیوند کوتاه: https://www.fidanfilm.ir/?p=16736