پست‌های با برچسب: : ‘فرید متین’

داستانی
نوشته: تیر ۲۲, ۱۴۰۱
درباره‌ی فیلم کوتاه «نگهبانان» به کارگردانی مجید فخریان نوشته‌ی فرید متین از مجموعه بهترین فیلم‌های کوتاه سال ۱۴۰۰ به انتخاب فیدان فیلمِ مجید فخریان بیش‌تر از همه رفت‌وآمدی است در فضای رؤیا و واقعیت. علی‌الخصوص با آن آغازِ تیزرگونه‌اش و با این نماهایی که در مواجهه‌ی نخست به‌سختی فهم می‌شوند. فیلمی که در بازیِ نور و سایه می‌گذرد. مثلِ عکاسی. شاتر باز می‌شود، نور وارد…
داستانی
نوشته: تیر ۶, ۱۴۰۱
درباره‌ی فیلم کوتاه «حرف‌های شبانه» به کارگردانی امید عبدالهی نوشته‌ی فرید متین از مجموعه بهترین فیلم‌های کوتاه سال ۱۴۰۰ به انتخاب فیدان همیشه گفته‌اند و شنیده‌ایم که «سینما هنرِ نشان‌دادن است، نه گفتن.» به این معنا که هنرمندانه‌تر است که حرف‌ها را نگوییم؛ بلکه نشان بدهیم و با همین نشان‌دادن، بگوییم‌شان. جذابیتِ فیلم‌های امید عبدالهی برای من اما آن‌جایی است که او سعی می‌کند با…
داستانی
نوشته: اسفند ۲۱, ۱۴۰۰
درباره‌ی فیلم کوتاه «پرستیژ» به کارگردانی زهرا آهویی نوشته: فرید متین سال‌ها پیش، مولانا در فیه‌مافیه نوشته‌بود که «الأشیاءُ تتبیّنُ بضدّها». چیزها با متضادهایشان آشکار [و تعریف] می‌شوند. شب با روز، خوبی با بدی، تاریکی با روشنی ــ البتّه اگر اصلن قبول داشته‌باشیم این‌ها متضادند و نه مکمّل. امّا به‌هرحال، چاره‌ای نیست. بعضی وقت‌ها بهتر به‌نظر می‌رسد که فیلم‌های خوب را ــ یا فیلم‌های بهتر…
انیمیشن
نوشته: اسفند ۷, ۱۴۰۰
درباره‌ی انیمیشنِ کوتاهِ «یکدیگر» به کارگردانی سارا طبیب‌زاده نوشته‌ی فرید متین انیمیشنِ سارا طبیب‌زاده بیش از هر چیز درباره‌ی آدمی است که خودش را گم می‌کند. چیزی را در خودش. داستان از یک خشک‌شویی آغاز می‌شود. یک خشک‌شوییِ عجیب که کارش شستن و آماده‌‌سازیِ دوباره‌ی «لایه»هاست. لایه‌های مختلفِ آدم‌ها. پدر و پسری مدّت‌هاست که در این خشک‌شویی کار می‌کنند و علاوه‌بر تحویل‌گرفتنِ سفارشِ مشتری‌ها، لایه‌های…
داستانی
نوشته: دی ۲۱, ۱۴۰۰
درباره‌ی فیم کوتاه «انتظار» به کارگردانی امیر نادری نوشته‌ی فرید متین نور بر ظرفِ کریستال می‌افتد و حالتی رؤیایی به آن می‌دهد. ظرفی که به‌خودیِ‌خود عنصرِ تک‌افتاده‌ای است در خانه‌ای که خالی‌تر و ساده‌تر از آنی است که وجودِ این ظرف در آن توجیهی داشته‌باشد. خانه‌ای که در آن پیرزنی نشسته‌است و چیزی می‌دوزد و پیرمردی قلیان می‌کشد. نور بر پیرزن افتاده و مرد در…